جمعى از نويسندگان
447
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
قبل از عقل و قبل از خيال به آدم نزديكتر است . پس خداوند چون در همه است ، از بنده به بنده نزديكتر است . معناى ديگر وجه خاص ، يعنى عين ثابته ؛ به اين معنا كه حصه وجودى انسان بايد از كانال عين ثابت او عبور كند و در عين ثابت هيچ واسطه اى بين انسان و خدا نيست ؛ معناى جذبه در اين جا يعنى انسان ناگهان در عين ثابت قرار ميگيرد به گونهاى كه فاصله خود با خدا را فقط در همين عين ثابت مى بيند ؛ انسان به جهت اين كه حقيقتى تو در توست و داراى لايههاى درونى است ، لايهاى از حقيقت انسان در اين جهان را همان عين ثابتش تشكيل مىدهد ، و انسان ميتواند به واسطه برداشت قشور و زوائد ، عين ثابت خويش را در همين عالم ظهور بدهد . « 1 » روش سلوكى آيت الله سيد على قاضى ( ره ) اگرچه نيل به لقاء حق از راه جذبه و وجه خاص ، راهى استوار است و لكن عمومى نيست و عامه سالكان بايد به راه دوم كه رسيدن به حق تعالى از راه سير و سلوك است ، بسنده نمايند . سير و سلوك نيز داراى شعبههايى است كه به وزان سالك و بر مبناى تشخيص استاد و مرشد كامل ، انجام ميپذيرد . درباره روش سلوكى مرحوم قاضى بايد گفت : آيت الله قاضى ( ع ) به تبع اساتيد عرفانياش ، روشى را كه براى سلوك عرفانى اتنخاب كرده بود ، روش معرفت نفس بود . در منابع دينى اگر چه انسان براى رسيدن به حقيقت عالم كه شناخت توحيد بارى تعالى باشد با دو راه معرفت انفسى و معرفت آفاقى مواجه است و پيمودن از هر كدام از آنها ، نتيجه به حق رسيدن را به همراه دارد ، « سَنُريهِمْ آياتِنا فِى الْآفاقِ وَ فى أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يتَبَينَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَىءٍ شَهيد » « 2 » و ليكن معرفت نفس از برترى خاصى نسبت به معرفت آفاق برخوردار است . ائمه معصومين ( ع ) راه معرفت انفسى را برتر از معرفت آفاقى دانستند بيان شيرين حضرت اميرالمؤمنين ( ع ) در اين مورد است كه مى فرمايد : « المعرفة بالنفس أنفع المعرفتين » « 3 » مرحوم علامه طباطبايى ( ره ) در تبيين اين موضوع ميگويد : اما اينكه چرا معرفت و سير انفسى از سير آفاقى بهتر است شايد از اين جهت باشد كه معرفت نفس عادتا خالى از اصلاح اوصاف و اعمال نفس نيست ، بخلاف معرفت آفاق . « 4 »
--> ( 1 ) - تقررات درس فصوص استاد سيد يدالله يزدان پناه . ( 2 ) - سوره فصلت ، آيه 53 . ( 3 ) - غررالحكم ، ص 232 . ( 4 ) - محمد حسين طباطبايى ، ترجمه تفسير الميزان ، ج 6 ، ص 251 .